اومدم ازناراحتی خودم بابت اتفاق اخیربنویسم وقبلش گشتی زدم تو وبلاگهای دوستان ودیدم بحث داغه و حرفا تکراری.فقط دلم خواست منم تاسف و ناراحتی شدید خودمو ازاین اتفاق بد اعلام کنم و اعتراض خودمو از بابت پوشش ندادن اخبار وعملکرد مسیولان و ساده انگاری فاجعه نشون بدم.من خودم یک روز بعد خبرو شنیدم و شرک تازه دیشب.بااینکه تو خونه مدام تلویزیون روشنه.توماشین رادیو همیشه روشنه .و تواین هفته هرروز روزنامه خریده شده.

همیشه وقتی ازیه واقعه بد باخبر میشیم ناراحتیمون دوبخش داره یکی به خاطر اون شخص یا اشخاصی که اون مشکل براشون پیش اومده ناراحت میشیم و بخش دیگه ناراحتیمون هم به واسطه قراردادن خودمون تو اون شرایطه.الان به شدت خودم رو تو اون شرایط میبینم ومدام جلوی چشممه که اگه زمین زیر پام بلرزه اگه آواربیاد روسرمون و..اکه......

میخوام زنگ بزنم به یکی ازدوستام و همسایه ثابق که فامیلهاشون تبریزند.اما ترس دارم .

/ 31 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فریبا

نخیـــــــــــــــــــــــــــر! انگار کسی نیست!!! نگران شدیم آخه!!

شادمانه

[سوال]

محبوبه

آهاي كسي اينجاست؟ خوبي بانو؟

شادمانه

[گل]سلام صبح شنبه ت بخیر و خوشی امید که رو زخوب و هفته عالی در پیش رو داشته باشی [گل]

شادمانه

؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

شادمانه

؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

شادمانه

من از رو نمیرم

شادمانه

[سوال]

شادمانه

؟

نانایی

سلام عزیزم .پیامتون برای سینی دیدم .حتما خبرتون می کنم .